مراد على شمس

357

با علامه در الميزان ( فارسى )

س 338 - نكاتى كه باعث بيان داستان گاو بنى اسرائيل با اسلوب مخصوص شده چيست ؟ ج - طرز بيان قرآن از اين داستان عجيب است ، براى اينكه قسمت‌هاى مختلف داستان از يكديگر جدا شده ، در آغاز داستان ، خطابرا متوجه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مىكند ، و مىفرمايد : « وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً ، فادّار أتم فيها ، و چون كسى را كشتيد و درباره قاتلش اختلاف كرديد » . « 1 » از سوى ديگر ، يك قسمت از داستان را از وسط بيرون كشيده ، و در ابتداء نقل كرده ، و آنگاه بار ديگر ، صدر و ذيل داستان را آورده ، ( چون صدر قصه جنايتى است كه در بنى اسرائيل واقع شد ، و ذيلش داستان گاو ذبح شده بود ، و وسط داستان كه دستور ذبح گاو است ، در اوّل داستان آمده ) . باز از سوى ديگر ، قبل از اين آيات خطاب همه متوجه بنى اسرائيل بود ، بعد در جملهء : « وَ إِذْ قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ » ، * ناگهان خطاب مبدل به غيب شد ، يعنى بنى اسرائيل غايب فرض شد ، و در وسط باز بنى اسرائيل مخاطب قرار مىگيرند ، و به ايشان مىفرمايد : « وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً فَادَّارَأْتُمْ فِيها » ، حال ببينيم چه نكته‌اى اين اسلوب را باعث شده . امّا التفات در آيهء « وَ إِذْ قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ » ، * كه روى سخن را از بنى اسرائيل به رسول گرامى اسلام برگردانده ، و در قسمتى از داستان آن جناب را مخاطب قرار داده ، چند نكته دارد : نكته اوّل اينكه به منزله مقدمه‌اى است كه خطاب بعدى را كه به زودى متوجه بنى اسرائيل مىكند ، و مىفرمايد : « وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً فَادَّارَأْتُمْ فِيها ، . . . » ،

--> ( 1 ) . سورهء بقره ، آيهء 72 .